أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

76

قانون ( فارسى )

مددكار است . گرسنه مىشود و چيزى نمىخورد ، تشنه مىشود و آبى نمىنوشد و اگر آب مىبيند مىترسد و از آن متنفر است و گاهى از ديدن آب مىلرزد . پوست روى سگ بيشتر از هر جاى ديگرش لرزش دارد و حتى ممكن است از ترس ديدار آب بميرد . هميشه تم بر چشم دارد ، هميشه هن‌هن مىكند ، ديوانه مىشود ، صاحب خود را نمىشناسد ، چشمانش سرخ است و با اخم نگاه به ديگران مىدوزد ، زبانش بيرون داده و فروهشته است ، كف از دهانش مىآيد ، آب از بينىاش مىريزد ، گوشها را فرومىهلد ، سر را پايين مىگيرد ، گوشها را سست و فروهليده به حركت درمىآورد ، پشتش كوژ و به سوى بالا كج مىشود ، دم نمىجنباند ، بيمناك راه مىرود ، تلو مىخورد و گويى مست است ، و افسرده و پژمريده به نظر مىرسد ، گامهايش هماهنگ نيستند و سياهى هرچه را ببيند بر او حمله مىبرد ، ديوار باشد ، درخت باشد ، جاندار باشد فرقى نمىكند ، كمتر ديده مىشود كه در حال حمله‌ور شدن پارس كند - چنان كه سگهاى سالم عادت دارند - بىصدا و باوقار است و اگر احيانا پارس مىكند صدايش دورگه است ، سگهاى ديگر از سر راهش كنار مىروند و از او مىگريزند . گرگ هار بدتر از سگ هار است . هر جانور درندهء ديگرى كه در اندازهء سگ و گرگ است ، از جمله شغال هار هم همين حالات سگ هار را دارد . گويند : روباه و راسو هار مىشوند . يكى روايت مىكرد كه وقتى استرى هار شده بود صاحبش را گاز گرفت ، صاحب استر هم ديوانه شد و همان حالت ديوانگى بر او رخ داد كه سگ و غيره وقتى هار مىشوند بدآن حالت درمىآيند . فصل پنجم سگ هار گزيده وقتى سگ هار انسان را گاز مىگيرد ، جاى گاز تنها زخمى است كه كمى درد مىكند و با زخمهاى ديگر فرقى ندارد . بعدا نشانيهاى مربوطه پشت سر هم مىآيند : بعد از چند روزى افكار و خيالات بد به سرش مىزند ، خوابهاى پريشان و بيمناك مىبيند ، حالتى شبيه خشمناكان و مبتلايان به وسوسه بر او مىآيد ، عقلش بهم مىخورد ، جوابهايى مىدهد بدون اينكه چيزى از او پرسند ، انگشتانش متشنج مىشوند ، دستها و پاهاى خود را مىگيرد و بر خود مىچسباند ، از روشنايى مىگريزد ، پردهء حجاب حاجزش مىپرد ، سكسكه مىكند ، تشنه مىشود ، دهانش خشك است و از ميان جمعيت مىگريزد ، تنهائى را دوست دارد و ممكن است از هر روشنايى نفرت داشته باشد ، اندامان تنش قرمز مىشوند و بويژه رخساره‌اش ، بعد از آن زخمهاى چركين بر صورتش پيدا مىشوند و دردش شدت مىيابد ، صدايش دورگه مىشود ، گريه مىكند ، در اواخر از آب و از هر چيز ترى ( هر مايعى ) مىترسد ، هرچه به وى نزديك مىشود او گمان مىكند كه سگ است و دارد او را مىگزد . ممكن است ترس نباشد بلكه از